Mahi Siah
banner
cutebalckcat.bsky.social
Mahi Siah
@cutebalckcat.bsky.social
Not Found!
Pinned
کنار ما باش که محزون به انتظار بهاریم…
ورم و قرمزی به زیر چشمم هم زده.
پرستاره گفت همین پماد انتی بیوتیک رو ۴ بار در روز بزنم تو چشمم و‌کمپرس اب گرم. بعد اگه تا ۵ روز خوب نشد برم دکتر.
گوگل میگه اوه نه خیلی حطرناکه باید برب الان اورژانس!
گیری کردیم به حضرت عباس با این بدن پیزوری ادمیزاد!
October 6, 2026 at 2:20 AM
بچّا چشمم خیلی بدتر شده :/
October 5, 2026 at 3:02 AM
گل مژه چشم راستم رو ساییده از درد و ورم
October 4, 2026 at 8:51 PM
نمی دونم چرا و چگونه ولی خواب دیدم عندلیبان رو برای اولین بار دیدم. بعد خواستم بغلش کنم گفت نه من بغل دوست ندارم نکن! بعد گفتم باشه و خداحافظی کردیم رفتیم😁
October 4, 2026 at 6:13 PM
تلویزیون و میز تلویزیون رو سفارش دادم!
و برای خودم یک تغییر دکوراسیون خونه ترتیب دیدم.
چون دبگه چشمم بعد از ۴ سال از همه چی خسته شده و احتیاج به تغییر داره! نخ سوزن که همیشه از خونه کار میکنم.
September 30, 2026 at 12:27 AM
اصلا نمیفهمم روزا چطور میگذرن. دیروز از ۹ صبح شروع کردم کار کردن و ساعت ۹:۳۰ شب بلند شدم از پشت میز.
درختا کی رنگشون عوض شد؟ وا! هنوز اکتبر نشده!
September 29, 2026 at 6:47 PM
دانشجوعه نزدیک سابمیتش هست. احتمالا سایمیت میکنه!
توی acknowledgment اسم من رو اورده بود و تشکر کرده بود. هفته پیش کلی غلط از توی سودو کدش دراوردم و چیزهای دیگه که باید ریوایز میکرد!
فکر کنم خیلی پیسد اف شده بوده. بعدش رفته بود دوباره اسمم رو از توی اکنالجمنت برداشته بود😁
September 29, 2026 at 12:17 AM
چه خبرا؟
September 25, 2026 at 6:20 PM
به نظر میاد یکی مالیده به ماشینم و رفته :(
September 24, 2026 at 1:20 AM
پناه بر خدایان!
پسر جدیده رو گذاشت کنار دستم بهم کمک کنه. اونقدرها هم عن نبود. تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم.
بعد بهش گفت برام میتینگ بذاره کارهایی که میکنه رو هم بهم بگه توی حوزه مدرنایز کردن!
در انتها هم یک هفته تپی اکتبر میفرستنم ترینینگ ReXX پروگرمینگ!
September 22, 2026 at 4:31 PM
فکر کردن به اینکه باید برم بنزین بزنم و واسه خونه خرید کنم حتی خسته ام‌ می‌کنه!
September 21, 2026 at 9:54 PM
صبحی گفت میخای انبمیشن coco رو ببینیم؟ گفتم نه فکر کنم خیلی گریه کنم موقع دبدنش.
به جاش hoppers رو‌ دیدیم و خیری قشنگ و رقیق شدم و دلم مبخواست برم بیرون دم برکه ای چیزی حیوانات رو بغل کنم!
September 21, 2026 at 3:24 AM
داشتیم تدلاسو می ‌دیدم اونجایی که باید خودشو تو سه نت کلمه توصیف میکرد گفتم سه تا کلمه من چیه؟
یکم فکر کرد گفت:
Laughy
Sunshine
Bubbly
September 21, 2026 at 12:36 AM
شرایط زیبایی که داشتم به پریود هم مزین شده!
این هفته ۲۴/۷ آن کالم
و فردا هم از ۸ صبح تا ۴ عصر شیفت تست disaster recovery
تا اخر هفته هم فصل ۵ تز این دختره رو باید ری ویو کنم!
آیا زنده می مونم؟!
با ما همراه باشید!
September 19, 2026 at 3:29 AM
حالا دیشب نشسته بودیم راجع به مراسم های تدفین و خاکسپاری با این پسر حرف بزنیم که اون مال پدرش رو توضیح داد! که توی اکتبر این اتفاق می افته و بعد خاکسترش رو نگه داشتن و توی می دفن کردن! بعد من اینطوری بودم که مگه می اتفاق نیفتاده! گفت نه اکتبر! گغتم چرا پس بعدا؟ گفت زمین سفت بود!
September 18, 2026 at 3:33 PM
پسرخاله ام به تیکه از مراسم رو توی واتساپش استوری گذاشته بود. هی میزنم از اول می‌بینم!
این سوگ در دوری شت ترین چیزی هست که توی این ۱۴ سال تجربه کردم! هیچ وقت هم عادی نمی‌شه!
September 18, 2026 at 3:23 PM
هرچقدر بیشتر مامانم از شرایط پدربزرگم تعریف میکنه بیشتر اندوهگین میشم که تو هبچ کدوم از اون روزهای سخت کنارش نبودم!
امروز تازه برام تعریف کرد که روز اول جنگ وفتی میرسن پدربزرگم حالش خیلی بد میشه و همه شوک بودن. ابنکه چطوری تو اون شرایط خونسردبشو حفظ کرده و شروع کرده ماساژ قلبی داده و دوباره برمیگرده
September 17, 2026 at 4:29 AM
به این پسره مسیج دادم از فارم بوی سوپ گرفتم. نوشته هو ایز فارم بوی! عزیزم خونه ات اون وره پل هست دیگه یعنی جی که فارم بوی کیه!
اون روز گفنم سر راه شاپرز واستا خرید کنم. گفت شاپرز چیه؟! بعد فهمیدم اسمش تو کبک به چی دیگست!
September 16, 2026 at 5:33 PM
این ورکشاپه هایبرید بود از افیس تورونتو! برا اولین بار این پسر عن جدیده رو دیدم! کاملا سیس عقاب انگار رییس جلسه اونه! اول جلسه ربیسم گفت مشکلی داشتین یا به من با به این عن بگید! گرفتم خوابیدم اینفدر حالم بد بود. بیدار شدم دیدم رییسم باز داره راجع به ابن عن حرف میزنه! اینفدر سرم و گلوم درد میکرد که /
September 16, 2026 at 5:30 PM
کاش این پسره بیاد ازم مراقبت کنه ولی ماموریته!
September 16, 2026 at 5:25 PM
ترکیب سوگواری و مریضی و دور از خونه بودن و خبر کنسل شدن پروازها و این پسر عن جدیده که هر روز باید تو همه میتینگ هام تحملش کنم و رییسم که اسم این پسر جدیده از دهنش نمی افته اصلا جالب نیست بچه ها!
September 16, 2026 at 5:22 PM
بچه ها جون ممنونم ازتون
ببخشید دونه دونه جواب ندادم
❤️🫂
September 15, 2026 at 4:33 PM
به یاد همه شکلات هایی که زیر بالشم قایم می‌کردی … همه شبایی که می اومدی زیر پتو چک می‌کردی که شبا جورابامو دراورده باشم خوابیده باشم… همخ صبح های زودی که بیدارم میکردی که پاشو نمیخای مدرسه بری… به یاد همه کدوهای خوشمزه ای که درست میکردی… همه موقع هایی که بغلم میکردی و صورتتو می مالوندی به صورتم …
September 14, 2026 at 6:34 PM
پدربزرگم رفت…
و‌بخاطر این جنگ احمقانه نتونستم ببنمش…
September 14, 2026 at 4:41 PM
ارتباطم با مامانم از دیشب قطع شده و مسیج هام نمیرسه. زنگ هم میزنم برنمی داره!
حالا با یه مشکلی برای گوشیش پیش اومده یا هم یه اتفاقی برای پدربزرگم که تو بیمارستانه افتاده!
از صبح هزاران قسمت سریال دیدم که ذهنم مشغول بمونه!
September 14, 2026 at 4:11 AM