در حد لایک کردن یه بیت شعر وطن دوستانه حتی عارشون میاد از جنگ فاصله بگیرن
در حد لایک کردن یه بیت شعر وطن دوستانه حتی عارشون میاد از جنگ فاصله بگیرن
وسط جنگ روزی چند بار به روان آزارندهام هم بد و بیراه میگم.
چون همه چی رو سختتر میکنه.
وسط جنگ روزی چند بار به روان آزارندهام هم بد و بیراه میگم.
چون همه چی رو سختتر میکنه.
مثلا همین که انگار نرماله و طی همهپرسی یا ساز و کار نانوشتهای به اسراییل آمریکا وکالت تام الاختیار دادیم در امور مملکتمون.
مثلا همین که انگار نرماله و طی همهپرسی یا ساز و کار نانوشتهای به اسراییل آمریکا وکالت تام الاختیار دادیم در امور مملکتمون.
تهش که باختیم. ایران رو به جمهوری اسلامی و پروپاگاندا و آمریکا و اسراییل و پهلوی باختیم.
کاش اقلا در اندوهمون آروم بگیریم و آنقدر به در و دیوار نزنیم وقتی دستمون به هیچ جا بند نیست.
تهش که باختیم. ایران رو به جمهوری اسلامی و پروپاگاندا و آمریکا و اسراییل و پهلوی باختیم.
کاش اقلا در اندوهمون آروم بگیریم و آنقدر به در و دیوار نزنیم وقتی دستمون به هیچ جا بند نیست.
ایمان مطلق
به هر چیزیا هر چیزی
تو بگو گاو
ایمان مطلق
به هر چیزیا هر چیزی
تو بگو گاو
بچهها این تخم مرغ ایران ماست!
I obviously can't disclose classified info, but you deserve to know how incoherent and incomplete these war plans are.
1/ Here's what I can share:
بچهها این تخم مرغ ایران ماست!
امروز دوباره تو گویی خونهام داره آتیش میگیره و همه میگن هیس، هیس، داد نزن
این چه طالع نحسی بود..
امروز دوباره تو گویی خونهام داره آتیش میگیره و همه میگن هیس، هیس، داد نزن
این چه طالع نحسی بود..
ولی مهم نیست، مهم اینه که کشته های جنگ هنوز به چهل هزار (یا عدد مد نظر دیگه نرسیده)
و بعدس دیگه آبادی و آزادی
ولی مهم نیست، مهم اینه که کشته های جنگ هنوز به چهل هزار (یا عدد مد نظر دیگه نرسیده)
و بعدس دیگه آبادی و آزادی
شاید تو بمب و موشکها مواد روانگردان ریخته بودن؟
شاید تو بمب و موشکها مواد روانگردان ریخته بودن؟
کنار استیصال و اندوه یه تنهایی خیلی ناجوری رو سرم آوار شده.
کنار استیصال و اندوه یه تنهایی خیلی ناجوری رو سرم آوار شده.
بچه رو در سوز سگکش سرما برم پونیکلوب، زیر برف و کولاک رفتم دنبالش دیدم تو اصطبل و سالن سوارکاری نیستن، مربی برده بودشون تو آشپزخونه، پشت میز نشونده بود بهشون چایی و کاغذ و مدادرنگی داده بود...با نگاه عاقل اندر سفیه گفت واقعا چه فکری کردین تو این هوا بچههاتون رو آوردین اینجا گذاشتین؟
بچه رو در سوز سگکش سرما برم پونیکلوب، زیر برف و کولاک رفتم دنبالش دیدم تو اصطبل و سالن سوارکاری نیستن، مربی برده بودشون تو آشپزخونه، پشت میز نشونده بود بهشون چایی و کاغذ و مدادرنگی داده بود...با نگاه عاقل اندر سفیه گفت واقعا چه فکری کردین تو این هوا بچههاتون رو آوردین اینجا گذاشتین؟
دیگه نمیدونم کجا بگم
کم مونده برم تو خیابون هم به همه بگم
دیگه نمیدونم کجا بگم
کم مونده برم تو خیابون هم به همه بگم
از جوابش خیلی کیف کردم
«راستش چیزی نداشتم اینجا بگم
خاطره قدیمی از توییتر برداشتم آوردم
جهت خالی نبودن عریضه»
از جوابش خیلی کیف کردم
«راستش چیزی نداشتم اینجا بگم
خاطره قدیمی از توییتر برداشتم آوردم
جهت خالی نبودن عریضه»
این درحالیه که انقدر خوب دوش گرفتم و غیره که هیچ کس نفهمید بلد نبودم
این درحالیه که انقدر خوب دوش گرفتم و غیره که هیچ کس نفهمید بلد نبودم
گلفروشی رو بلدم خودم، جز اون.
مثلا محصولات چرم
یه چیزی که به درد تولد دو تا مرد گنده بخوره
گلفروشی رو بلدم خودم، جز اون.
مثلا محصولات چرم
یه چیزی که به درد تولد دو تا مرد گنده بخوره
بعد از بوس و بغل بهش گفتم چرا اینجا نشستی؟ گفت منتظر تو بودم.
بعد از بوس و بغل بهش گفتم چرا اینجا نشستی؟ گفت منتظر تو بودم.
یا شاید به نظرم لباس به اندازه کافی مناسب ندارم.
یه همچین چیزی
یا شاید به نظرم لباس به اندازه کافی مناسب ندارم.
یه همچین چیزی
عید همگی بود مبارک
عید همگی بود مبارک
دخترم این شلواره رو گرفته دستش اومده تو فروشگاه بهم میگه ماما «شاید» «قطعا» به همچین شلوار «دیسکو»یی نیاز داشته باشم.
دخترم این شلواره رو گرفته دستش اومده تو فروشگاه بهم میگه ماما «شاید» «قطعا» به همچین شلوار «دیسکو»یی نیاز داشته باشم.