https://pixelfed.de/Asgari
وی دیده موافقت بکن جیحون شو
ای جان، تو عزیزتر نهای از یارم
بی یار نخواهمت ز تن بیرون شو
#ابوسعید_ابوالخیر
وی دیده موافقت بکن جیحون شو
ای جان، تو عزیزتر نهای از یارم
بی یار نخواهمت ز تن بیرون شو
#ابوسعید_ابوالخیر
وآن بار که کوه برنتابد غم ماست
در حسرت همدمی بشد عمر عزیز
ما در غم همدمیم و غم همدم ماست
#مهستی_گنجوی
وآن بار که کوه برنتابد غم ماست
در حسرت همدمی بشد عمر عزیز
ما در غم همدمیم و غم همدم ماست
#مهستی_گنجوی
فقط با خودت،
بیشتر و بیشتر توی خودت فرو میری
تا وقتی که خودت رو گم میکنی
مثل این میمونه که وجودت از هم پاشیده میشه،
تا وقتی که دیگه کاملا وجود نداری
بخشی از یک دیالوگ در سریال Rectify
فقط با خودت،
بیشتر و بیشتر توی خودت فرو میری
تا وقتی که خودت رو گم میکنی
مثل این میمونه که وجودت از هم پاشیده میشه،
تا وقتی که دیگه کاملا وجود نداری
بخشی از یک دیالوگ در سریال Rectify
روز من اینگونه آغاز شد …
منتظر ماشین برای آزادی بودم
عزمم رو جزم كرده بودم كه تا خود آزادی عمیقا بخوابم
از بدی روزگار هر ماشینی كه از مسیر بزرگراه جناح به سمت آزادی میرفت پراید بود و پر واضحه كه تو پراید خوابیدن محاله
روز من اینگونه آغاز شد …
منتظر ماشین برای آزادی بودم
عزمم رو جزم كرده بودم كه تا خود آزادی عمیقا بخوابم
از بدی روزگار هر ماشینی كه از مسیر بزرگراه جناح به سمت آزادی میرفت پراید بود و پر واضحه كه تو پراید خوابیدن محاله
ولی دیدن این فیلم رو شدیدا توصیه میکنم
فقط اینطور بگم
زمانی که فیلم تموم شد هیچکس از جاش نمیتونست تکون بخوره
یکی سرش پایین بود
بکی گریه میکرد
خودم تا حدود بیست دقیقه نمیتونستم چیزی بگم
بازی خانوم جودی کومر به شدت فوقالعاده بود
پشیمون نمیشید از دیدنش
ولی دیدن این فیلم رو شدیدا توصیه میکنم
فقط اینطور بگم
زمانی که فیلم تموم شد هیچکس از جاش نمیتونست تکون بخوره
یکی سرش پایین بود
بکی گریه میکرد
خودم تا حدود بیست دقیقه نمیتونستم چیزی بگم
بازی خانوم جودی کومر به شدت فوقالعاده بود
پشیمون نمیشید از دیدنش
بهظرافت شعر
شهوانیترین بوسهها را بهشرمی چنان مبدلمیکند
که جاندار غارنشین از آن سود میجوید
تا بهصورت انسان درآید
و گونههایت
با دو شیارِ مورب
که غرور تو را هدایتمیکنند و سرنوشتمرا
که شب را تحملکردهام
بیآنکه به انتظارِ صبح مسلح بودهباشم
و بکارتی سربلند را از روسپیخانههای دادوستد
سربهمهر بازآوردهام
بهظرافت شعر
شهوانیترین بوسهها را بهشرمی چنان مبدلمیکند
که جاندار غارنشین از آن سود میجوید
تا بهصورت انسان درآید
و گونههایت
با دو شیارِ مورب
که غرور تو را هدایتمیکنند و سرنوشتمرا
که شب را تحملکردهام
بیآنکه به انتظارِ صبح مسلح بودهباشم
و بکارتی سربلند را از روسپیخانههای دادوستد
سربهمهر بازآوردهام
ﺍﻣﺎ اندکی ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ میﮐﺮﺩ
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: کمی که ﺑﮕﺬﺭﺩ، ﺟﺎ ﺑﺎﺯمیﮐﻨﺪ
ﺧﺮﻳﺪﻡ، ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ، خیلی ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ، ﻓﻘﻂ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥﻫﺎی ﭘﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ میﺳﺎﺧﺖ
ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ، ﺑﻬﺮ ﺣﺎﻝ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ رنگیست ﮐﻪ میﺧﻮﺍﻫﻢ
ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎی ﮐﻮﺗﺎﻩ میﭘﻮشم
ﺍﻣﺎ اندکی ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ میﮐﺮﺩ
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: کمی که ﺑﮕﺬﺭﺩ، ﺟﺎ ﺑﺎﺯمیﮐﻨﺪ
ﺧﺮﻳﺪﻡ، ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ، خیلی ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ، ﻓﻘﻂ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥﻫﺎی ﭘﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ میﺳﺎﺧﺖ
ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ، ﺑﻬﺮ ﺣﺎﻝ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ رنگیست ﮐﻪ میﺧﻮﺍﻫﻢ
ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎی ﮐﻮﺗﺎﻩ میﭘﻮشم
یه جمله توش داشت که خیلی خوب بود:
آدم باید بعضی وقتها شجاع باشه که به خودش اجازه امیدوار بودن بده
یه جمله توش داشت که خیلی خوب بود:
آدم باید بعضی وقتها شجاع باشه که به خودش اجازه امیدوار بودن بده
من از من رنجیده است و هیچ کس نیست پا درمیانی کند
عباس کیارستمی
من از من رنجیده است و هیچ کس نیست پا درمیانی کند
عباس کیارستمی
ولی از تکرار بیپایان تحمل کردن خسته میشه
قوی باشی؛
ادامه بدی؛
جا نزنی؛
بغضتو قورت بدی؛
سرپا بمونی؛
دندون رو جیگر بذاری؛
طاقت بیاری
طاقت بیاری
طاقت بیاری..........
ولی از تکرار بیپایان تحمل کردن خسته میشه
من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد
من و زخمِ تیزدستی که زد آنچنان به تیغم
که سرم فتاده بر خاک و تنم خبر ندارد
همه زهرخورده پیکان، خورم و رطب شمارم
چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد
ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکّرستان
همه زهر دارد اما چه کند شکر ندارد
من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد
من و زخمِ تیزدستی که زد آنچنان به تیغم
که سرم فتاده بر خاک و تنم خبر ندارد
همه زهرخورده پیکان، خورم و رطب شمارم
چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد
ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکّرستان
همه زهر دارد اما چه کند شکر ندارد
رفتم بگردم یه آرایشگاه پیدا کنم که هم خلوت باشه و البته برق هم داشته باشه
بالاخره پیدا کردم، پیرمردی بود ساکت که مشتری هم نداشت، سریع رفتم داخل و شروع به کار کرد
برای اصلاح صورت رفته بودم
هرجایی رو ازم میپرسید کوتاه کنم و من میگفتم نه، کوتاه میکرد
رفتم بگردم یه آرایشگاه پیدا کنم که هم خلوت باشه و البته برق هم داشته باشه
بالاخره پیدا کردم، پیرمردی بود ساکت که مشتری هم نداشت، سریع رفتم داخل و شروع به کار کرد
برای اصلاح صورت رفته بودم
هرجایی رو ازم میپرسید کوتاه کنم و من میگفتم نه، کوتاه میکرد
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت؟
تا رفت مرا اَز نظر آن چشم جهانبین
کس واقف ما نیست که از دیده چهها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل، دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دور از رخ تو دم به دم از گوشهٔ چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت؟
تا رفت مرا اَز نظر آن چشم جهانبین
کس واقف ما نیست که از دیده چهها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل، دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دور از رخ تو دم به دم از گوشهٔ چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
كاش مىشد از بوها
از صداها
از جاى خالى آدمها
براى روزهاى دلتنگی
عكس گرفت...
-شُکرى اِرباش-
كاش مىشد از بوها
از صداها
از جاى خالى آدمها
براى روزهاى دلتنگی
عكس گرفت...
-شُکرى اِرباش-
نه اینکه نتونم خودم رو سرگرم کنم
اتفاقا خوب بلدم (خیلیا گفتن بهم که این یه موهبته)
ولی الان تو این حالی که دارم، دلم نمیخواد تنها باشم
فیلم و سریال، کتاب، جدول، آشپزی، کارهای خونه، پادکست و ... واقعا جواب نمیده دیگه
نه اینکه نتونم خودم رو سرگرم کنم
اتفاقا خوب بلدم (خیلیا گفتن بهم که این یه موهبته)
ولی الان تو این حالی که دارم، دلم نمیخواد تنها باشم
فیلم و سریال، کتاب، جدول، آشپزی، کارهای خونه، پادکست و ... واقعا جواب نمیده دیگه
داره از اینجا خوشم میاد
قبلا فقط حدس بود ولی الان دیگه داره به واقعیت نزدیک میشه
انسان خوب گویا اینجا بیشتر پیدا میشه
داره از اینجا خوشم میاد
قبلا فقط حدس بود ولی الان دیگه داره به واقعیت نزدیک میشه
انسان خوب گویا اینجا بیشتر پیدا میشه
شبیه پدافند تهران،
که با تمام توان، بیوقفه شلیک میکنه
اما خودش هم نمیدونه
قراره از کدام آسمان دفاع کنه
اصلا هنوز شهری واسه نجات دادن باقی مونده؟
شبیه پدافند تهران،
که با تمام توان، بیوقفه شلیک میکنه
اما خودش هم نمیدونه
قراره از کدام آسمان دفاع کنه
اصلا هنوز شهری واسه نجات دادن باقی مونده؟