شنبههای بیپناهی، جمعههای بیقراری!
#قیصر_امین_پور
شنبههای بیپناهی، جمعههای بیقراری!
#قیصر_امین_پور
دلم از دیدن این آینه ترسید چرا؟
آمدم یک دم مهمان دل خود باشم
ناگهان سوگ شد این سور شب عید چرا؟
#قیصر_امین_پور
«مبادا خودت را از ياد ببرى»
روزهايى را هم براى خودت زندگى كن؛
براىِ خودت شاخهاى گل بخر،
به ديدن خودت برو،
عطر دلخواهت را بزن،
موسيقى موردِ علاقهات را گوش بده،
به گلدان طاقچه اتاقت آبى بده،
بزن به خيابان،
دلم از دیدن این آینه ترسید چرا؟
آمدم یک دم مهمان دل خود باشم
ناگهان سوگ شد این سور شب عید چرا؟
#قیصر_امین_پور
پـری داریـم و پــروای غم تـو
غمت از هر چه شادی دلگشاتـر
دلـی داریـم و دریــای غم تـو
#قیصر_امین_پور
پـری داریـم و پــروای غم تـو
غمت از هر چه شادی دلگشاتـر
دلـی داریـم و دریــای غم تـو
#قیصر_امین_پور
شیرینِ من، برایِ غزل شور و حال کو؟
پر مــــــی زند دلم به هوایِ غزل، ولی
گیرم هــــوایِ پر زدنم هست، بال کو؟
#قیصر_امین_پور
شیرینِ من، برایِ غزل شور و حال کو؟
پر مــــــی زند دلم به هوایِ غزل، ولی
گیرم هــــوایِ پر زدنم هست، بال کو؟
#قیصر_امین_پور
گفتمش: عالیاست مثل حالِ گل! حالِ گل در چنگِ چنگیزِ مغول!
#قیصر_امین_پور
گفتمش: عالیاست مثل حالِ گل! حالِ گل در چنگِ چنگیزِ مغول!
#قیصر_امین_پور
لحظهی عزیمت تو ناگزیر می شود
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود!
#قیصر_امین_پور
لحظهی عزیمت تو ناگزیر می شود
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود!
#قیصر_امین_پور
توجیه و دلیل
که تو ای "عشق"
همان پُرسش بی زیرایی...
#قیصر_امین_پور
توجیه و دلیل
که تو ای "عشق"
همان پُرسش بی زیرایی...
#قیصر_امین_پور
ای سر انگشت توآغاز گل افشانی ها
فصل تقسیم گل وگندم و لبخند رسید
فصل تقسیم غزل ها و غزل خوانی ها
قیصر_امین_پور
ای سر انگشت توآغاز گل افشانی ها
فصل تقسیم گل وگندم و لبخند رسید
فصل تقسیم غزل ها و غزل خوانی ها
قیصر_امین_پور
میتوان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
#قیصر_امین_پور
#زن_زندگی_آزادی #رضا_رسائی
میتوان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
#قیصر_امین_پور
#زن_زندگی_آزادی #رضا_رسائی
چندتاتونو دیدم سر ذوق اومدم
خلاصه که
هر چه شد انبوه تر گیسوی تو
می شود اندوه تر اندوه من !
#قیصر_امین_پور
چندتاتونو دیدم سر ذوق اومدم
خلاصه که
هر چه شد انبوه تر گیسوی تو
می شود اندوه تر اندوه من !
#قیصر_امین_پور
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سالهای سال در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام
#قیصر_امین_پور
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سالهای سال در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام
#قیصر_امین_پور
ای تمام نامهای هر کجا !
زیر سایبان دستهای خویش
جای کوچکی به این غریب بی پناه می دهید ؟
این دل نجیب را
این لجوج دیر باور عجیب را
در میان خویش
راه می دهید ؟
#قیصر_امین_پور
ای تمام نامهای هر کجا !
زیر سایبان دستهای خویش
جای کوچکی به این غریب بی پناه می دهید ؟
این دل نجیب را
این لجوج دیر باور عجیب را
در میان خویش
راه می دهید ؟
#قیصر_امین_پور
سرانگشت در خون خود میزد و مینوشت؛
دو سه حرف بر سنگ:
«به امید پیروزی واقعی
نه در جنگ
که بر جنگ»
هشتم آبانماه سالروز جاودانگی #قیصر_امین_پور
سرانگشت در خون خود میزد و مینوشت؛
دو سه حرف بر سنگ:
«به امید پیروزی واقعی
نه در جنگ
که بر جنگ»
هشتم آبانماه سالروز جاودانگی #قیصر_امین_پور
به یادت داغ بر دل می نشانم
ز دیده خون به دامن می فشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی
نیستان را به آتش می کشانم....
#قیصر_امین_پور
به یادت داغ بر دل می نشانم
ز دیده خون به دامن می فشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی
نیستان را به آتش می کشانم....
#قیصر_امین_پور
بر صفحۀ جبین تو
آن نقطه، آن خطوط موازی ست
که سرنوشت قوم مرا شکل می دهد
پیشانی تو
تفسیر لوح محفوظ
پیشانی تو سورۀ نور است
این راز سر به مهر قدیمی
از دستبرد حادثه دور است!
بگذار بعد از این
تنها
پیشانی تو را بسرایم!
#قیصر_امین_پور
بر صفحۀ جبین تو
آن نقطه، آن خطوط موازی ست
که سرنوشت قوم مرا شکل می دهد
پیشانی تو
تفسیر لوح محفوظ
پیشانی تو سورۀ نور است
این راز سر به مهر قدیمی
از دستبرد حادثه دور است!
بگذار بعد از این
تنها
پیشانی تو را بسرایم!
#قیصر_امین_پور
در هر سوال از همه پرسیده ام تو را
از شعر و استعاره و تشبیه برتری
با هیچ کس بجز تو نسنجیده ام تو را...
#قیصر_امین_پور
در هر سوال از همه پرسیده ام تو را
از شعر و استعاره و تشبیه برتری
با هیچ کس بجز تو نسنجیده ام تو را...
#قیصر_امین_پور
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر میتوانستم از خاک
یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را میتوانستم ای دور،
از دور یک بار دیگر ببینم...
#قیصر_امین_پور
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر میتوانستم از خاک
یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را میتوانستم ای دور،
از دور یک بار دیگر ببینم...
#قیصر_امین_پور
از روی بعضی ها باید مشق نوشت
بعضی را باید چند بار خواند،
تا مطالبشان را درک کرد؛
ولی بعضی ها را باید
نخوانده کنار گذاشت ...
#قیصر_امین_پور
از روی بعضی ها باید مشق نوشت
بعضی را باید چند بار خواند،
تا مطالبشان را درک کرد؛
ولی بعضی ها را باید
نخوانده کنار گذاشت ...
#قیصر_امین_پور
همه ی حرف دلم با تو همین است که دوست
چه کنم؟ حـرف دلم را بزنــم یا نزنــم؟
———
#قیصر_امین_پور
همه ی حرف دلم با تو همین است که دوست
چه کنم؟ حـرف دلم را بزنــم یا نزنــم؟
———
#قیصر_امین_پور
تا که بگویم غم دل بیشتر.
#قیصر_امین_پور
تا که بگویم غم دل بیشتر.
#قیصر_امین_پور
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
#قیصر_امین_پور
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
#قیصر_امین_پور
که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی
#قیصر_امین_پور
که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی
#قیصر_امین_پور